تبليغاتX
سکوتهای خاموش

سکوتهای خاموش

 

 

خداوندا من تو  رو اون طور که می خوام باشی دوست دارم

          پس تو هم کاری کن که من اون طوری باشم که تو دوست داری

           

                       وجدان ـ خدای حاضر در انسان است  ((هوگو))

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 13:53 توسط دختر خاموش |


فردا روز ديگري است


كه بي تو


بر عمر تلف شده افزوده مي شود


همين روزها


روز رفتن از راه مي رسد


و من طوري از خيال تو گم مي شوم


كه انگار هرگز نبوده ام ... ! 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386 20:30 توسط دختر خاموش |


آنچه که هستی هدیه ایست از طرف خداوند به تو.

           و آنچه که تو می شوی هدیه ایست از تو به خداوند پس

                                                 بی نظیر باش

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 13:5 توسط دختر خاموش |


 

من از سكوت گريزان بوده ام هميشه ...

 

 سالهاست كه سكوت كرده ام .....

 

 و اينك !

 

ترس مرا تكان مي دهد و

 

 من پيوسته به عقب بر مي گردم و

 

 از خود اين سوال را بارها و بارها مي پرسم

٬

كه آيا من راه را عوضـی آمدم ؟!...

 

دلم گرفته است از اين فريبها و نيرنگها ...

 

 از اين دورويه مردمان بيهوده گو ...

 

 از آنها كه خدا را در پشت يك تكه ابر پنهان كرده و

 

 مي كنند و

 

 خود را قديس وار خالص خالص مـی نمايانند ....

 

 چرا سادگيها هميشه تهش باختن است ؟!

 

 چرا قلب ساده من هميشه ساخت و ويران نكرد...

 

 اما ٬

 

ساخته هايش را ويران كرد دست فريب ؟ ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 12:38 توسط دختر خاموش |


عروسکم!

 

روزی هزار بار بر صفحه
دل بنويس:ميان بود و
نبودش تنها يک حرف
فاصله است!به همين
سادگی! و من.... روز و شب
جريمه سنگين رفتنت را
پرداختم! و جز دل که
روزی هزار بار خراش
افتاد، کسی نفهميد که
از ب،  بودنت ،تا نون
نبودت فاصله تا بی
نهايت بود

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 16:17 توسط دختر خاموش |


با سحرگاهي كه مي‌آميزد
 باور ريزش برگ، فصل آغاز تگرگ
 فصل تنهايي تن، وقت پيدايش مرگ
 تو اگر مي‌آيي قاصدك را به صداقت پر كن
 مژدگاني بده يك دوست كجاست
  دوستي آمده بود انتهاي نفس آغازش
 جاي پاي سخني خالي بود
 واژه‌ها آمد و رفت
 دل تنهايي ما را همدمي تازه نكرد
 شب ما را نربود
 محفلي تازه نكرد
 در هواي نفست
 هم قفس تازه شدم

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 12:16 توسط دختر خاموش |


 

 

سالهاست که کور شده ایم
قرن هاست کر گشته ایم
حتی صدای تپش قلب خویش را از یاد برده ایم
سالهاست که قلب را انکار کرده ایم
و در سر زندگی میکنیم
سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه گرفته ایم

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 16:30 توسط دختر خاموش |


 

 

بگذار باد و باران از آن او باشد. بگذار زمین از آن دیگران باشد.

 تنها تو از آن من باش .

ای یگانه

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 16:21 توسط دختر خاموش |


 


زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک

ظاهر ميشوند ! پس هر وقت تو

 در قسمت تاريک زندگيت واقع شدي

بدونکه خداوند ميخواد

تصويری زيبا ازتو بسازد !!!


+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 12:12 توسط دختر خاموش |


 

اگر از ظلمت ره می ترسی چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید


روشنی های تنم را که نشان سحرند به تو خواهم بخشید


اگر از دوری ره می ترسی من تو را در تن خویش محو و گم خواهم کرد تا تو

از من باشی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 12:1 توسط دختر خاموش |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

برای آرزوهایی که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته اوّل مهر 1386

هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386



پیوندها

بئل چی
ღتـــــــنـــهـــــاتــــــــریـــــــن عـــــــاشــــــــــقღ
ترنم دلتنگی های من
قلب شكسته
بهترین شعرها و عکسهای عاشقانه
روزهاتان پرتقالی باد...
گندم
SPIDER_EMSIS
عشق
فقط 1 شب بود
گفتگوهای تنهایی
welcom to my web
اين روزها صدايم درگير ناله است
هنری به نام معماری


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


------- ----------: