|
خداوندا من تو رو اون طور که می خوام باشی دوست دارم پس تو هم کاری کن که من اون طوری باشم که تو دوست داری
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 13:53 توسط دختر خاموش |
فردا روز ديگري است + نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386 20:30 توسط دختر خاموش |
آنچه که هستی هدیه ایست از طرف خداوند به تو. و آنچه که تو می شوی هدیه ایست از تو به خداوند پس بی نظیر باش + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 13:5 توسط دختر خاموش |
من از سكوت گريزان بوده ام هميشه ... سالهاست كه سكوت كرده ام ..... و اينك ! ترس مرا تكان مي دهد و من پيوسته به عقب بر مي گردم و از خود اين سوال را بارها و بارها مي پرسم ٬ كه آيا من راه را عوضـی آمدم ؟!... دلم گرفته است از اين فريبها و نيرنگها ... از اين دورويه مردمان بيهوده گو ... از آنها كه خدا را در پشت يك تكه ابر پنهان كرده و مي كنند و خود را قديس وار خالص خالص مـی نمايانند .... چرا سادگيها هميشه تهش باختن است ؟! چرا قلب ساده من هميشه ساخت و ويران نكرد... اما ٬ ساخته هايش را ويران كرد دست فريب ؟ ... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 12:38 توسط دختر خاموش |
روزی هزار بار بر صفحه + نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 16:17 توسط دختر خاموش |
با سحرگاهي كه ميآميزد
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 12:16 توسط دختر خاموش |
سالهاست که کور شده ایم + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 16:30 توسط دختر خاموش |
بگذار باد و باران از آن او باشد. بگذار زمین از آن دیگران باشد. تنها تو از آن من باش . ای یگانه + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 16:21 توسط دختر خاموش |
زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک تصويری زيبا ازتو بسازد !!! + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 12:12 توسط دختر خاموش |
اگر از ظلمت ره می ترسی چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید از من باشی
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 12:1 توسط دختر خاموش |
|